بازشناسی تحلیلی تأویل آیۀ «ألست» در زبان صوفیانه و معنای آن در گسترۀ تفسیر
بازشناسی تحلیلی تأویل آیۀ «ألست» در زبان صوفیانه و معنای آن در گسترۀ تفسیر
نویسندگان
- سعید اکبری
- ابراهیم رحیمی زنگنه
- غلامرضا سالمیان
10.22108/jpll.2021.124822.1528
چکیده
با دیدگاهی تحلیلی میتوان ژرف ساخت هنری زبان قرآن و خلاقیّت ذهن و زبان صوفیانه را در رویارویی با آیۀ 172 سورۀ اعراف ـ که به جریان «عهد ألست» می انجامد ـ و نیز مناقشه های تفسیری و کلامی مفسّران بررسی کرد. با این دیدگاه روشن می شود که ذهن و زبان صوفیانه در رویارویی با این آیه چه نقشی دارد و چه عواملی باعث شده است تا این آیه چنین نمودهایی داشته باشد. همچنین به این پرسش نیز پاسخ داده می شود: آیا جلوۀ این آیه در زبان صوفیانه، متناسب با حقیقت است یا از کنشگری و خلاقیّت ذهن و زبان صوفیانه در خوانش قرآن برخاسته است؟
یافته های این پژوهش نشان می دهد که جلوۀ آیۀ 172 سورۀ اعراف در زبان صوفیانه، دستاورد ذهن کنشگر صوفی و زبان زایندۀ اوست و با حقیقت این آیه همخوانی ندارد؛ یعنی ذهن کنشگر صوفی از واژۀ «ذُرّیَّتَهُم» و «ألست»، اشتقاق مطلوب خود را به دست آورده و با استعاره، ترکیبهای «عالم ذر» و «عهد ألست» را ساخته است. این ترکیبهای استعاری نیز زمینۀ تأویل را فراهم آورده و این آیه را به مرتبه ای فراتر از تمثیل رمزی رسانده است. در گسترۀ تفسیر نیز مفسّران، بدون در نظر گرفتن ارتباط محتوایی آیۀ یادشده با آیات پیشوپس آن و نیز تقدّم روایت مداری بر رجوع به آیات قرآن و ارتباط درونی آنها، ناگزیر شده اند به جریانی مانند «عالم ذر» و «عهد ألست» قائل شوند یا سرانجام، قول به مجاز و تمثیل را بپذیرند. این پژوهش به روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و اسنادی تنظیم شده است. در این پژوهش، هدف آن است که روشن شود زبان صوفیانه چگونه با قابلیّت شعری و توانایی هرمنوتیکی، حقیقتهای قرآنی را به مجاز تبدیل می کند و در برخورد با این منبع می تواند کنشگر باشد. همچنین آشکار شود که چرا در گسترۀ تفسیر، عکس این قضیّه صادق است؛ به دیگر سخن، چرا ذهن صوفی در رویارویی با این آیه، کنشگر و ذهن مفسّر، کنشپذیر است؟