بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ |
أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا ﴿۲۴﴾ آيا آنها در قرآن تدبر نمي كنند؟ يا بر دل هايشان قفل نهاده شده است. (۲۴) محمد أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ ﴿۴۶﴾ آيا در زمين گردش نكرده اند تا دل هايى داشته باشند كه با آن بينديشند يا گوش هايى كه با آن بشنوند در حقيقت چشم ها كور نيست ليكن دل هايى كه در سينه هاست كور است (۴۶) |
حج |
|
وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ ﴿۱۷۹﴾
به طور مسلم گروه بسياري از جن و انس را براي دوزخ آفريديم، آنها دل هائي دارند كه با آن نمي فهمند و چشماني دارند كه با آن نمي بينند و گوش هائي دارند كه با آن نمي شنوند، آنها همچون چهار پايانند، بلكه گمراه تر اينان همانا غافلانند (زيرا با اينكه همه گونه امكانات هدايت دارند باز هم گمراهند). (۱۷۹)
اعراف
کارکردشناختی قلب: در قرآن کریم، «قلب» به عنوان یک مرکز مهم ادراکی معرفی شده و در موارد متعدد، فهمیدن و درک کردن به آن نسبت داده شده است. حتی وقتی در جایی ادراک را از قلب نفی می کند، می خواهد این را برساند که قلب در آنجا کار خود را انجام نداده و سالم نیست. خداوند در نکوهش برخی افراد می فرماید:
«لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها» (اعراف: 179)؛ برای آنان قلب هایی است که با آن تفقُّه نمی کنند.
در این آیه، «تفقُّه» به قلب نسبت داده شده است. البته «فقه» به معنای امروزی آن مراد نیست، بلکه «فقه» در این آیه، به معنای لغوی آن به کار رفته است که همان «فهم دقیق و عمیق» است. همچنین عمل «تدبّر» هم به قلب نسبت داده شده است؛ آنجا که می فرماید:
«أَفَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی قُلُوب أَقْفالُها»(محمّد: 24)؛ پس چرا در قرآن تدبّر نمی کنند؟ آیا مگر به قلبشان قفل زده شده است؟!
همچنین از آیات قرآن استفاده می شود که علاوه بر علم حصولی، شناخت حضوری به خداوند نیز کار قلب است و قلب آدمی به گونه ای است که می تواند چنین ادراکی داشته باشد و اگر ندارد آن دل بیمار و کور است. در همین ارتباط است که خداوند می فرماید:
«فَإِنَّها لا تَعْمَی الاَْبْصارُ وَلکِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ»(حج: 46)؛ در حقیقت، چشم ها کور نیستند، اما دلهایی که در سینه ها هستند، کورند.
حضرت علی علیهالسلام نیز می فرماید:
«لا تدرکه العیون بمشاهدةِ العیانِ و لکن تُدرکه القلوبُ بحقائق الایمان»؛74 دیده ها هرگز او را آشکار نمی بینند اما دل های باایمان درست او را می یابند.
از این روایت استفاده می شود که قلب می تواند خدا را ببیند. این علم و ادراک نوعی علم حضوری و شهودی است که به قلب نسبت داده شده است و با شناخت های عادی تفاوت دارد.
ماخذ

چرا کردند نامش عرش رحمان
چه نسبت دارد او با قلب انسان
دل مؤمن ، عرش خداوند مهربان
۴۱۱.عوالى اللآلى :در حديث قدسى ، خداوند عز و جل مى فرمايد : «زمين و آسمان من ، گنجايش مرا ندارند ؛ امّا دل بنده مؤمنم ، گنجايش مرا دارد» .
۴۱۲.الاتحافات السَّنيّةـ در حديث قُدسى ـ :آسمان ها و زمين ، از اين كه مرا در خود جاى دهند ، ناتوان اند ؛ امّا دل مؤمن ، مرا در خود ، جاى مى دهد .
۴۱۳.بحار الأنوار :روايت شده است كه : «دل مؤمن ، عرش خداى مهربان است» .
دانشنامه قرآن و حديث 8
ماخذ
دل عارف شناسای وجود است
وجود مطلق او را در شهود است