بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيْم

فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى ﴿۱۳۰﴾

بنابراين در برابر آنچه آنها مي‏ گويند صبر كن و قبل از طلوع آفتاب و پيش از غروب آن و همچنين در اثناء شب و اطراف روز تسبيح و حمد پروردگارت را بجا آور تا خشنود شوي. (۱۳۰)

وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى ﴿۱۳۱﴾

و هرگز چشم خود را به نعمتهاي مادي كه به گروههائي از آنها داده ايم ميفكن كه اينها شكوفه‏ هاي زندگي دنياست و براي آنست كه آنان را با آن بيازمائيم و روزي پروردگارت بهتر وپاینده‌تر است (۱۳۱)

خلاصه آیات:

در این آیات، خداوند متعال به پیامبر اکرم (ص) و از طریق ایشان به همه مؤمنان، دو دستور اساسی می‌دهد:

  • صبر و تسبيح: در برابر سخنان ناپسند مخالفان صبر پیشه کن و پیش از طلوع و غروب آفتاب، در ساعات شب و اطراف روز، پروردگارت را تسبیح و حمد گو تا خشنود گردی.

  • چشم ندوختن به زرق و برق دنیا: به نعمت‌های مادی و ظاهری که به برخی از مردم داده‌ایم، چشم مدوز. اینها تنها جلوه‌ای زودگذر از زندگی دنیا هستند که برای امتحان آنان قرار داده‌ایم. روزی پروردگارت بسی بهتر و پایدارتر است.

تفسیر و تحلیل عرفانی از منظر ابن عربی و ملاصدرا:

برای درک عمیق‌تر این آیات، باید به مبانی عرفانی ابن عربی و ملاصدرا رجوع کنیم. هر دو بزرگوار، از ارکان عرفان اسلامی به شمار می‌روند و با نگاهی وحدت‌وجودی و هستی‌شناسانه به جهان و انسان می‌نگرند.

۱. صبر در برابر سخنان مخالفان:

  • ابن عربی: از دیدگاه ابن عربی، هستی یکپارچه و تجلی ذات الهی است. تمام کثرات و اختلافات ظاهری، جلوه‌های گوناگون حقیقت واحد هستند. سخنان مخالفان نیز، هرچند در ظاهر ناخوشایند به نظر برسند، اما در نهایت تجلی اسم "مُضِلّ" (گمراه کننده) یا "قَابِض" (گیرنده) الهی هستند. صبر در برابر آنها، به معنای درک این حقیقت و تسلیم در برابر اراده الهی است. صبر عارفانه، نه انفعال و سکوت محض، بلکه نوعی "فنا" در اراده حق و شهود وحدت در عین کثرت است.

  • ملاصدرا: ملاصدرا نیز با تأکید بر حرکت جوهری و تجدد امثال، صبر را به معنای درک گذرندگی و ناپایداری جهان مادی می‌داند. سخنان مخالفان و اذیت و آزار آنها، جزئی از این جریان گذران هستند. صبر، به عارف کمک می‌کند تا از دلبستگی به امور فانی رها شود و به سوی حقیقت پایدار و ازلی، یعنی ذات الهی، توجه کند. صبر صدرايی، زمینه‌ساز ارتقاء وجودی و رسیدن به مقام "رضا" است.

۲. تسبیح و حمد در اوقات خاص:

  • اهمیت اوقات خاص: "قبل از طلوع آفتاب و پیش از غروب آن و همچنین در اثناء شب و اطراف روز" – چرا این اوقات به طور خاص ذکر شده‌اند؟

    • ابن عربی: برای ابن عربی، اوقات خاص، مجالی برای تجلیات خاص الهی هستند. طلوع و غروب آفتاب، نمادهای قدرتمند تغییر و تجدید، و جلوه‌هایی از اسما و صفات "مُحْیِی" (زنده کننده) و "مُمِیت" (میراننده) الهی هستند. شب و روز نیز، دو قطب متضاد و مکمل هستی را نشان می‌دهند. تسبیح و حمد در این اوقات، به معنای توجه به تجلیات الهی در این مظاهر و هماهنگی با ریتم هستی است. تسبیح، تنزیه ذات الهی از هرگونه نقص و محدودیت، و حمد، اثبات کمالات و زیبایی‌های اوست.

    • ملاصدرا: ملاصدرا نیز اوقات خاص را زمان‌های تجلی "نور الانوار" می‌داند. طلوع و غروب، لحظات گذر از ظلمت به نور و از نور به ظلمت هستند، و یادآور حرکت جوهری و تحول دائمی عالم. تسبیح و حمد در این زمان‌ها، به معنای درک این حرکت و تحول و توجه به مبدأ و غایت آن، یعنی خداوند متعال است. این عبادات، زمینه ساز پالایش نفس و تجلی انوار الهی در قلب عارف می‌شوند.

  • هدف از تسبیح و حمد: "لَعَلَّكَ تَرْضَى" (تا خشنود شوی):

    • ابن عربی: رضا در عرفان ابن عربی، مرتبه‌ای از فنا و بقا بالله است. وقتی عارف به تسبیح و حمد حقیقی می‌پردازد، از خود و تعلقات دنیوی فانی می‌شود و در ذات الهی بقا می‌یابد. در این مقام، "رضای الهی" با "رضای بنده" یکی می‌شود. خشنودی در این آیه، نه صرفاً یک احساس خوشایند، بلکه مرتبه‌ای از کمال و فنای عاشقانه است.

    • ملاصدرا: رضا از نظر ملاصدرا، مرتبه‌ای از کمال نفس و هماهنگی با نظام هستی است. تسبیح و حمد در اوقات خاص، نفس را از آلودگی‌های دنیوی پاک می‌کند و آن را برای دریافت فیوضات الهی آماده می‌سازد. خشنودی در اینجا، نتیجه طبیعی این پالایش و آمادگی است. نفس راضی، نفسی است که به مرتبه کمال انسانی خود رسیده و به وصال حق نائل شده است.

۳. چشم ندوختن به زرق و برق دنیا:

  • "وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ" (و هرگز چشم خود را به نعمت‌های مادی که به گروه‌هایی از آنها داده‌ایم میفکن که اینها شکوفه‌های زندگی دنیاست و برای آنست که آنان را با آن بیازمائیم):

    • ابن عربی: از دیدگاه ابن عربی، دنیا و نعمت‌های آن، "زهرة الحیاة الدنیا" (شکوفه زندگی دنیا) هستند، یعنی جلوه‌ای زودگذر و فریبنده. دلبستگی به این ظواهر، حجاب نور حق می‌شود و عارف را از شهود وحدت باز می‌دارد. امتحان الهی در اینجا، نه آزمون بیرونی، بلکه آزمونی درونی است. آیا انسان به ظاهر فریبنده دنیا دل می‌بندد یا به حقیقت پایدار و ازلی؟

    • ملاصدرا: ملاصدرا با تأکید بر اصالت وجود و اعتباریت ماهیت، دنیا را سایه وجود حق می‌داند. دلبستگی به سایه و غفلت از اصل، گمراهی است. نعمت‌های دنیوی، "زهرة" هستند، یعنی جلوه‌ای از زیبایی و کمال، اما حقیقت نیستند. امتحان الهی در اینجا، انتخاب بین سایه و اصل، بین فانی و باقی است.

  • "وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى" (و روزی پروردگارت بهتر و پایدارتر است):

    • ابن عربی: "رزق ربك" اشاره به رزق معنوی، یعنی معرفت و وصال الهی دارد. این رزق، "خیر" است چون حقیقت است و "ابقی" است چون پایدار و ازلی است. رزق دنیوی، فانی و محدود است. عارف، به دنبال رزق حقیقی است و از رزق مجازی چشم می‌پوشد.

    • ملاصدرا: "رزق ربك" هم شامل رزق مادی حلال می‌شود و هم رزق معنوی. اما تأکید اصلی بر رزق معنوی است، چرا که رزق معنوی، پایدار و ارتقاء دهنده وجود انسان است. رزق دنیوی، اگرچه لازم است، اما هدف نهایی نیست. عارف، به دنبال رزق ربوبی است که روح را تغذیه می‌کند و به کمال می‌رساند.

چرا قبل طلوع و قبل از غروب؟

همانطور که اشاره شد، اوقات طلوع و غروب آفتاب در عرفان اسلامی جایگاه ویژه‌ای دارند.

  • اوقات انتقال و تحول: طلوع و غروب، اوقات انتقال و تحول هستند. طلوع، نماد آغاز، تجدید و ظهور نور است. غروب، نماد پایان، سکون و رفتن به سوی تاریکی است. این دو وقت، یادآور گذرندگی زمان و تغییرات دائمی در عالم هستند. تسبیح و حمد در این اوقات، به معنای توجه به این تحولات و درک قدرت و حکمت الهی در پس پرده این تغییرات است.

  • اوقات نور و ظلمت: طلوع و غروب، مرز بین نور و ظلمت هستند. نور، نماد معرفت، آگاهی و تجلی الهی است. ظلمت، نماد غفلت، جهل و پنهان شدن حقیقت است. تسبیح و حمد در این اوقات، به معنای طلب نور معرفت و رهایی از ظلمت جهل و غفلت است.

  • اوقات حضور و غیبت: طلوع و غروب، لحظات حضور و غیبت آفتاب در آسمان هستند. آفتاب، نماد وجود و ظهور حق است. حضور و غیبت آن، یادآور تجلی و استتار ذات الهی است. تسبیح و حمد در این اوقات، به معنای توجه به حضور و غیبت حق در عالم و طلب شهود و وصال اوست.

  • اوقات سکون و حرکت: قبل از طلوع و قبل از غروب، معمولاً اوقاتی هستند که انسان از فعالیت‌های روزانه فارغ می‌شود و به سکون و آرامش می‌رسد. این سکون، فرصتی برای توجه به درون و ارتباط با عالم معنا فراهم می‌کند. تسبیح و حمد در این اوقات، به معنای بهره‌گیری از این سکون برای تقرب به حق و پالایش نفس است.

در مجموع، ذکر اوقات طلوع و غروب آفتاب به طور خاص، به دلیل اهمیت رمزی و نمادین این زمان‌ها در عرفان اسلامی است. این اوقات، مجالی برای تعمق در آیات الهی، پالایش نفس، و تقرب به ذات حق هستند.

نتیجه‌گیری:

آیات ۱۳۰ و ۱۳۱ سوره طه، راهنمایی جامع برای سلوک معنوی و رسیدن به سعادت حقیقی هستند. صبر، تسبیح و حمد در اوقات خاص، و چشم پوشی از زرق و برق دنیا، ارکان این سلوک را تشکیل می‌دهند. از منظر ابن عربی و ملاصدرا، این اعمال، نه صرفاً عباداتی ظاهری، بلکه راهی برای درک وحدت وجود، شهود تجلیات الهی، پالایش نفس، و رسیدن به مقام رضا و وصال حق هستند. این آیات، دعوتی به زندگی عارفانه و هماهنگ با اراده الهی هستند، زندگی‌ای که در آن خشنودی حقیقی و سعادت ابدی نهفته است.