بررسی تطبیقی «فنا» و «نیروانا» در آموزه های بودا، کارلوس کاستاندا و مولانا

ضیایی، سیدعبدالحمید

منبع

Machine summary:

یکی از بزرگترین مشکلاتی که از همین رهگذر بـر سـر راه آیـین بـودا پدید آمده، این است که این آیین بر اثر پرهیز از مباحث نظری ٤ و اعتقادی و نپـرداختن به سؤالاتی که دربارۀ مبدأ و معـاد در اذهـان مخاطبـان وجـود دارد، دچـار نـوعی خـلأ مباحث کلامی و استدلالی گردیده و برای پر کـردن ایـن خـلأ بـه افسـانه هـا و اسـاطیر متوسل می شود. در دین بودا مرگ همواره با ورود دوباره بـه ایـن جهـان هـم راه بـوده و تنهـا راه نجات، رسیدن به مرحلۀ «نیروانا» است ؛ مرحلـه ای کـه در آن انسـان از گردونـه جهـان خارج شده و به فنای مطلق دست می یابد. سلوک و فنا در عرفان سرخپوستی پیش از هر سخنی دربارۀ عرفان سرخپوستی ، دربارۀایـن مکتـب عرفـانی و رهبـر مشهور آن لازم به ذکر اسـت کـه علـی رغـم عمـر کوتـاه آن، ایـن مکتـب در هالـه ای از ابهامهای عجیب و روایت های متنوع و متعدد واقع شده است ؛ تا بدانجـا کـه ، پـارهای از سخنان خلاف واقع و متناقض کاستاندا دربارۀ زندگی شخصی اش، برخی منتقـدان را بـر آن داشته که در وجود استاد و مرشدی به نام دون خوان، تشکیک نموده، کتابهـای او را حاصل توهم و قدرت خیالپردازی کاستاندا بشمار آورند. اما ناقـدان دیگـر بـا اشـاره بـه تعالیم خود وی مبنی بر نفی گذشـته شخصـی ، ضـرورت زیسـتن اسـرارآمیز در فضـایی مه آلود و شناور و نیز لزوم بی خبری دیگران از اسرار زندگی سالک و وضع حال و گذشته او که نتیجۀ آن گرفتاری سـالک در دام دنیـایی اسـت کـه دون خـوان آن را توصـیفی و غیرواقعی می نامد خلافگویی های کاستاندا را توجیه کرده اند.

کلیک کنید