خرده خودکامگان و نقش آن در عرفان سرخپوستی (با تاکید بر آراء کارلوس کاستاندا)

پریدختان، زهرا

منبع

عرفان، راه و روش کسب معرفت، عبور از محسوسات و رسیدن به امور باطنی و معنوی است. هر قوم و ملیّت و دین و آیینی بر حسب آموزه‌های جغرافیایی خویش، در درون خود سالکان کمال‌جویی را می‌پروراند. عرفان سرخپوستی نیز در میان سرخپوستان مکزیکی شکل گرفته است. این عرفان، اولین بار، توسط کارلوس کاستاندا که از استادش دون‌خوان ماتیوس آموخته بود، به جوامع دیگر معرفی شده است. از جمله مواردی که در سلوک سرخپوستی به چشم می‌خورد، اصطلاح «خرده خودکامگان» است. این مقاله با هدف معرفی «خرده خودکامه» و نقش آن در سلوک سرخپوستی، به روش توصیفی- تحلیلی و کتابخانه‌ای انجام شده است. نتایج حاصل نشان می‌دهد خرده خودکامگان که از آن‌ها با نام «خرده ستمگران» یا «جبّاران کوچک» نیز یاد شده است، کسانی هستند که از نظر شخصیّتی بسیار شرور، هتّاک، گستاخ و ظالم هستند که برای آبروی خویش ارزشی قائل نیستند و گاه به ضرب و شتم افراد نیز اقدام می‌کنند. سالکانی موفق خواهند شد، به «صاحبان بصیرت» تبدیل شوند که در زندگی روزمره «خرده ستمگرانی» را داشته باشند؛ زیرا با صبر وتحمّلی که در مقابل رفتار ظالمانۀ «خرده خودکامگان یا خرده ستمگران» از خود نشان می‌دهند باعث صیقل روح، تقویت صبر و از بین رفتن خودبزرگ‌بینی در وجودشان می‌شوند.

Machine summary:

چيزي در همۀ ما هست که ما را قادر ميسازد تا با تمام وجود به شهود دست يابيم صاحبان بصيرت فعل رؤيت عقاب را به صورتي بسيار ساده تبيين ميکنند: انسان عبارت است از تجليات عقاب و فقط بدان نياز دارد که دوباره به اجزاي مرکب کنندٔە خويش بازگردد. که آگاهي آفريدگان بهره مند از نيروي احساس در لحظۀ مرگ پرواز ميکند و فرا ميرود و همچون نفحه اي شبيه به پنبۀ شفاف غوطه ميخورد وبه درون منقار عقاب درميآيد و در جسم او تحليل ميرود اين امر در نظر اهل بصيرت در قديم ، گواه آن بود که موجودات حساس فقط براي آن زندگي ميکنند تا آگاهي را که قوت عقاب است ، پرمايه تر کنند» ( کاستاندا،١٣٦٨: ٥٧). هر سالک براي رهايي از آفت خود بزرگ بيني که مانع سيروسلوک است بايد به آن پرداخته و خود را مستلزم انجام آن دانسته تا از نظر دروني آمادٔە پيشرفت در اين مسير شود و يک رکن به عالم برون سالکان مربوط ميشود که از آن به نام خرده خودکامه ياد ميشود. « استراتژي نه تنها گريبان سالکان را از خودبزرگ بيني رها ميکند، بل آنان را براي درک نهايي اين نکته آماده ميسازد که منزه بودن از خطا يگانه چيزي است که در راه معرفت به کار ميآيد آن چه روشن بينان جديد در سر داشتند، حرکتي مرگبار بود که در آن خرده خود کامه را به قلۀ کوه و سالکان را به کوهنوردان در حال صعود، که در قله بايد با هم تلاقي کنند، تشبيه کرده اند. دون خوان ميگويد: چون ستمگر بزرگ خود عقاب است ، پس بينندگان کهن ، انسان هاي ستمگر را خرده ستمگر ناميدند