گرایش ابن سینا به عرفان و معرفت شهودی در مقایسه با ملاصدرا
گرایش ابن سینا به عرفان و معرفت شهودی در مقایسه با ملاصدرا
نوع مقاله : علمی ـ پژوهشی
نویسندگان
- یزدان رزم آرا
- جهانگیر مسعودی
- عباس جوارشکیان
10.30497/AP.2022.243227.1589
چکیده
در رویکرد معرفتی ابن سینا، تنها شهود عقلانی کاربرد دارد و نمی توان از معرفت عرفانی و شهود قلبی در اندیشۀ وی سخن گفت. شیخالرئیس هدف نهایی معرفت و سعادت را شناخت عقلی و علمی، و اتصال به عقل فعال می دانست که مبتنیبر عقل نظری و شهود عقلانی بود؛ اما در مشرب ملاصدرا برخی حقایق متعالی به کمک عقل نظری، قابل فهم نیستند؛ بلکه با استمداد از کشفوشهود و فرارَوی از طور عقل و بهواسطۀ علم حضوری دریافت می شوند. در این نوشتار، موافقان با تفکر عرفانی بوعلی را به دو دسته تقسیم کردهایم: در یک گروه، سنت گرایانی همچون سید حسین نصر، هانری کربن و غلامحسین ابراهیمی دینانی قرار دارند که ازمنظر سنتی- تاریخی و اندیشۀ رازوَرزی اسلامی- ایرانی و فلسفۀ مشرقی، با استناد به برخی آثار ابن سینا وی را زمینه ساز تفکر عرفانی درحوزۀ فلسفۀ اسلامی می دانند. گروه دوم، برخی محققان متأخر هستند که می کوشند با تکیه بر نظام معرفتشناسی و علمالنفس شیخالرئیس نشان دهند این فیلسوف دو چهره دارد؛ سپس تلاش می کنند ابن سینای اشراقی- عرفانی را از ابن سینای مشائی تمایز بخشند. در ادامه، ضمن مقایسۀ تفکر ابن سینا و ملاصدرا درحوزۀ معرفت شهودی نشان خواهیم داد هردو دیدگاه، خطا هستند و اگر بوعلی در آثار خویش از عرفان و عرفا سخن گفته، صرفاً ازمنظر عقلی و فلسفۀ عرفان بوده و او از ابتدا تا انتها از سبک معرفتی مشائی خویش عدول نکرده است.